1
00:00:08,030 --> 00:00:09,360
‫تو...

2
00:00:12,150 --> 00:00:14,090
‫تو بچه حروم‌زاده‌ی بابایی، مگه نه؟!

3
00:01:45,120 --> 00:01:50,110
‫#03 شک داره که برادر حروم‌زاده‌اش باشم،
‫و حالا داریم می‌ریم اولین ماجراجویی‌اش

4
00:01:45,290 --> 00:01:47,740
‫بـ-بچه حروم‌زاده؟

5
00:01:47,740 --> 00:01:48,760
‫درست می‌گم، نه؟

6
00:01:48,760 --> 00:01:51,000
‫نه، کاملاً در اشتباهی.

7
00:01:51,000 --> 00:01:51,920
‫دروغ می‌گی.

8
00:01:51,920 --> 00:01:53,380
‫اصلاً چطوری به این نتیجه رسیدی؟

9
00:01:53,380 --> 00:01:55,770
‫اوه، یه استنتاج ساده‌ست.

10
00:01:56,570 --> 00:01:58,260
‫سه تا سرنخ وجود داره.

11
00:01:58,790 --> 00:02:03,590
‫اول اینکه، بابا صبر کرد تا مامان بره بیرون
‫بعد تو رو آورد تو خونه.

12
00:02:04,020 --> 00:02:09,910
‫دوم اینکه، از وقتی پیدات شده بابا واقعاً
‫کبکش خروس می‌خونه.

13
00:02:10,270 --> 00:02:16,950
‫سوم اینکه، تو اون سه روزی که نبودی
‫بابا بدجوری دلواپست بود.

14
00:02:16,950 --> 00:02:18,520
‫مگه ننه منه؟!

15
00:02:19,740 --> 00:02:21,540
‫بابای احمق.

16
00:02:21,790 --> 00:02:27,030
‫حس می‌کنم خانواده گوران در آستانه
‫فروپاشیه.

17
00:02:29,130 --> 00:02:33,040
‫عجب فشار سنگینیه این حسِ
‫«یه کاریش بکن».

18
00:02:35,180 --> 00:02:36,870
‫راستش...

19
00:02:36,870 --> 00:02:41,560
‫نگران رفیقش بود که ده ساله
‫تو یه جای دور داره می‌جنگه.

20
00:02:41,560 --> 00:02:43,550
‫اینکه اصلاً منطقی نیست.

21
00:02:43,550 --> 00:02:47,330
‫اولاً، من یکی از رفقای
‫ماجراجوی گورانم.

22
00:02:47,330 --> 00:02:49,060
‫خیلی هم از قیافه‌ام بزرگترم.

23
00:02:51,410 --> 00:02:53,670
‫دیگه باید الان گرفته باشه.

24
00:02:53,670 --> 00:02:54,990
‫به عبارت دیگه...

25
00:02:54,990 --> 00:02:56,560
‫قضیه از این قراره.

26
00:02:57,340 --> 00:03:00,700
‫پس حتماً تو داداش بزرگه منی.

27
00:03:02,740 --> 00:03:05,730
‫دارم بهت می‌گم،
‫من داداش بزرگت نیستم!

28
00:03:05,730 --> 00:03:07,190
‫پس داداش کوچیکمی!

29
00:03:07,190 --> 00:03:09,700
‫همین {\i1}الان{\i0} داشتیم درباره سنم حرف می‌زدیم.

30
00:03:10,250 --> 00:03:12,460
‫می‌تونی بهم بگی «آبجی جون».

31
00:03:12,460 --> 00:03:16,960
‫عجب پرش منطقی‌ای!
‫تخیلش زیادی قویه لعنتی!

32
00:03:17,330 --> 00:03:19,470
‫چاره‌ای برام نذاشتی.

33
00:03:19,980 --> 00:03:21,800
‫یه نگاه به این بنداز.

34
00:03:21,800 --> 00:03:23,710
‫کارت ماجراجویی؟

35
00:03:23,710 --> 00:03:26,450
‫به اسمش خوب دقت کن.

36
00:03:26,450 --> 00:03:27,970
‫«لاک.»

37
00:03:28,320 --> 00:03:31,230
‫هیچ‌جاش ننوشته «مورتون»،
‫مگه نه؟

38
00:03:32,940 --> 00:03:36,110
‫یعنی بابا تو رو گردن نمی‌گیره!

39
00:03:36,110 --> 00:03:39,100
‫بـ-برداشتش از این کارت این بود؟

40
00:03:39,510 --> 00:03:42,990
‫چقدر وحشتناک. تقصیر باباست.

41
00:03:43,350 --> 00:03:45,370
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

42
00:03:45,990 --> 00:03:48,100
‫همه‌چیز رو بسپار به آبجی جونت.

43
00:03:48,100 --> 00:03:50,490
‫مخش رو می‌زنم تا تو رو گردن بگیره!

44
00:03:50,490 --> 00:03:51,950
‫نه، نه، نه.

45
00:03:51,950 --> 00:03:53,360
‫جلو مو نگیر.

46
00:03:53,360 --> 00:03:56,260
‫شاید مامان عصبانی بشه و
‫پدر بابا رو دربیاره،

47
00:03:56,260 --> 00:03:57,990
‫اما این براش درس عبرت می‌شه.

48
00:03:58,330 --> 00:04:02,130
‫خانواده گوران داره از هم می‌پاشه؟!

49
00:04:02,760 --> 00:04:04,600
‫گوش کن، سلیس.

50
00:04:04,600 --> 00:04:06,220
‫بهم بگو «آبجی جون!»

51
00:04:07,820 --> 00:04:09,250
‫آبجی جون...

52
00:04:10,060 --> 00:04:12,020
‫بله، لاک؟

53
00:04:21,160 --> 00:04:23,290
‫می‌تونی یه راز رو نگه داری؟

54
00:04:23,290 --> 00:04:25,780
‫معلومه. من آبجیتم.

55
00:04:27,130 --> 00:04:29,050
‫دارم ماسکش رو برمی‌دارم.

56
00:04:33,380 --> 00:04:36,050
‫«لاک لاک فرانزن.»

57
00:04:36,050 --> 00:04:37,790
‫رنک S؟!

58
00:04:37,790 --> 00:04:41,120
‫اگه دختر گورانی،
‫مطمئنم الان دیگه گرفتی قضیه چیه.

59
00:04:41,120 --> 00:04:44,040
‫حکیم بزرگ و منجی ما،

60
00:04:44,040 --> 00:04:49,080
‫جادوگر اعظم،
‫آرشیدوک لاک لاک فرانزن...

61
00:04:49,540 --> 00:04:51,060
‫چطور ممکنه؟!

62
00:04:51,330 --> 00:04:55,560
‫من تازه چند روز پیش از
‫شکاف ابعادی برگشتم.

63
00:04:56,090 --> 00:04:58,400
‫نـ-نه بابا.

64
00:04:59,670 --> 00:05:01,070
‫امکان نداره.

65
00:05:04,280 --> 00:05:09,080
‫حکیم بزرگ، لاک، داداش کوچیکمه؟

66
00:05:11,020 --> 00:05:12,320
‫می‌دونی،

67
00:05:12,320 --> 00:05:16,090
‫همیشه فکر می‌کردم مجسمه حکیم بزرگ لاک
‫یه جورایی شبیه باباست.

68
00:05:16,090 --> 00:05:18,080
‫به خاطر اینکه پدر و پسرین.

69
00:05:20,090 --> 00:05:22,220
‫نه، شبیه اون نیست!

70
00:05:22,220 --> 00:05:24,230
‫پس ما از اولش خواهر و برادر بودیم.

71
00:05:24,230 --> 00:05:27,260
‫نه! من داداش کوچیکت نیستم!

72
00:05:27,260 --> 00:05:28,760
‫پس داداش بزرگمی؟

73
00:05:31,070 --> 00:05:35,820
‫گوش... کن... چی می‌گم!

74
00:05:41,740 --> 00:05:45,480
‫خـ-خیلی متأسفم، حکیم بزرگ لاک!

75
00:05:45,480 --> 00:05:48,180
‫به طور رسمی، این یه رازه.

76
00:05:48,180 --> 00:05:49,230
‫بله قربان.

77
00:05:49,740 --> 00:05:54,050
‫سلیس، واقعاً خیلی زود
‫باور می‌کنی همه‌چی رو.

78
00:05:54,050 --> 00:05:55,870
‫این رو خیلی بهم می‌گن.

79
00:05:55,870 --> 00:06:00,720
‫فکر کنم الان می‌فهمم چرا گوران مخالف
‫ماجراجو شدنته.

80
00:06:01,980 --> 00:06:06,800
‫اما خب، اینم یعنی
‫اراده قوی‌ای داره.

81
00:06:08,110 --> 00:06:09,410
‫سلیس.

82
00:06:10,140 --> 00:06:12,090
‫می‌خوای یه کم باهام بیای؟

83
00:06:16,110 --> 00:06:20,580
‫سلیس رو دعوت کردم که تو یه ماموریت
‫نه‌چندان سختِ گیلد باهام بیاد.

84
00:06:21,100 --> 00:06:26,220
‫دقیقاً همون‌طور که گوران می‌ترسید،
‫اون از قبل به عنوان ماجراجو ثبت‌نام کرده بود.

85
00:06:28,100 --> 00:06:30,530
‫اگه این‌طوری با خودم نمی‌بردمش،

86
00:06:30,530 --> 00:06:33,580
‫احتمالاً خودش بلند می‌شد
‫می‌رفت پیِ یه مأموریتی.

87
00:06:39,690 --> 00:06:41,110
‫همین‌جا یه استراحتی بکنیم!

88
00:06:40,060 --> 00:06:44,960
‫مطمئنم دلش می‌خواست خودش پا
‫به دنیای بیرون بذاره.

89
00:07:15,300 --> 00:07:19,170
‫طبق اون چیزی که نوشته بودن،
‫جانورای افسانه‌ای اینجا دیده شدن.

90
00:07:19,450 --> 00:07:24,950
‫سربروس، هیدرا، کایمرا،
‫سایکلاپس و حتی یه اژدهای غول‌پیکر.

91
00:07:25,420 --> 00:07:28,750
‫با این حال، به نظر می‌رسه
‫هیچ تلفات انسانی‌ای نداشته.

92
00:07:29,090 --> 00:07:31,500
‫حتی با اینکه پای اژدها هم وسطه؟

93
00:07:31,800 --> 00:07:34,960
‫اگه راست باشه، این دیگه مأموریت رنک E نیست.

94
00:07:34,960 --> 00:07:38,270
‫حق با توئه. یعنی معنیش چیه؟

95
00:07:38,560 --> 00:07:42,010
‫جانورای افسانه‌ای اونم اینجا،
‫این‌قدر نزدیک به پایتخت...

96
00:07:42,340 --> 00:07:45,780
‫گیلد حتماً به این نتیجه رسیده
‫که این جانورا واقعاً وجود ندارن.

97
00:07:45,780 --> 00:07:46,790
‫ها؟

98
00:07:46,790 --> 00:07:49,520
‫با یه دیدِ باز بهش فکر کن.

99
00:07:50,100 --> 00:07:53,800
‫جانورای افسانه‌ای که وجود ندارن،
‫اما دیده شدن...

100
00:07:53,800 --> 00:07:56,400
‫هیچ آسیبی هم به آدما نرسیده...

101
00:07:57,820 --> 00:07:59,030
‫توهم؟

102
00:07:59,720 --> 00:08:01,410
‫منم همین فکر رو می‌کنم.

103
00:08:03,940 --> 00:08:06,620
‫جایی که تو گزارشا گفتن همین‌جاست؟

104
00:08:06,620 --> 00:08:07,540
‫آره.

105
00:08:18,270 --> 00:08:20,060
‫لـ-لاک؟!

106
00:08:20,060 --> 00:08:22,900
‫این واقعاً یه توهمه، مگه نه؟!

107
00:08:22,900 --> 00:08:24,310
‫یه جورایی احساس گرما می‌کنم!

108
00:08:24,310 --> 00:08:27,800
‫آره. من اون جرمی که یه اژدهای واقعی
‫داره رو حس نمی‌کنم،

109
00:08:27,800 --> 00:08:30,420
‫یا گرمای یه موجود زنده رو.

110
00:08:30,420 --> 00:08:33,940
‫ولی برای یه توهم،
‫خیلی دقیقه.

111
00:08:40,090 --> 00:08:42,290
‫بیا وسط، سلیس!

112
00:08:42,290 --> 00:08:44,460
‫باشه! اومدم!

113
00:09:20,690 --> 00:09:21,900
‫خوبه.

114
00:09:22,330 --> 00:09:25,090
‫حتی بدون تعصب پدرانه‌ی گوران هم،

115
00:09:25,090 --> 00:09:28,580
‫توانایی‌های سلیس به عنوان یه جنگجو
‫اون رو تو رنک B قرار می‌ده.

116
00:09:29,360 --> 00:09:33,880
‫با این حال.
‫این توهم به شکل شوکه‌کننده‌ای دقیقه.

117
00:09:34,220 --> 00:09:37,960
‫این خیلی فراتر از اینه که
‫یکی فقط یه شبح بهمون نشون بده.

118
00:09:37,960 --> 00:09:40,880
‫این یه توده عظیم از مانائه.

119
00:09:41,410 --> 00:09:46,640
‫به همین خاطره که شمشیرش بهش می‌خوره،
‫و شرط می‌بندم اون ضربه‌ها کاملاً واقعی حس می‌شن.

120
00:09:47,040 --> 00:09:51,650
‫این موجود احضار شده، اما اون
‫کاملاً گول خورده و فکر می‌کنه واقعیه.

121
00:09:57,270 --> 00:09:58,900
‫نوبت منه.

122
00:09:59,690 --> 00:10:00,770
‫شناور.

123
00:10:02,270 --> 00:10:03,330
‫سرعت فوق‌العاده.

124
00:10:06,460 --> 00:10:07,610
‫یادگیری.

125
00:10:09,240 --> 00:10:12,170
‫این جادو رو واسه خودم برمی‌دارم!

126
00:10:19,290 --> 00:10:20,800
‫لمسِ تخلیه.

127
00:10:35,200 --> 00:10:36,950
‫هر وقت خواستی می‌تونی تمومش کنی.

128
00:10:39,000 --> 00:10:40,290
‫ها؟

129
00:10:40,290 --> 00:10:42,450
‫نسوختم که.

130
00:10:42,450 --> 00:10:44,330
‫چون، توهم بود.

131
00:10:44,610 --> 00:10:47,390
‫اگه با یه توهم رودررو بجنگی،
‫می‌بازی.

132
00:10:47,390 --> 00:10:50,840
‫کاش از قبل اینو می‌گفتی!

133
00:10:51,600 --> 00:10:53,700
‫نمی‌تونی باهاش بجنگی؟

134
00:10:53,700 --> 00:10:55,670
‫پس باید چیکار کنی؟

135
00:10:56,080 --> 00:10:58,370
‫کسی که جادو رو اجرا کرده پیدا کنی و شکستش بدی.

136
00:10:58,370 --> 00:11:01,220
‫اگه نتونی پیداش کنی،
‫بهترین کار اینه که فرار کنی.

137
00:11:01,220 --> 00:11:04,470
‫فرار؟ این‌که خیلی رو مخه.

138
00:11:04,470 --> 00:11:06,230
‫بهتر از مردنه.

139
00:11:06,230 --> 00:11:09,110
‫آ-آره درسته، اما...

140
00:11:10,760 --> 00:11:14,100
‫می‌دونم داری گوش می‌دی، توهم‌ساز!

141
00:11:19,120 --> 00:11:21,710
‫چطوره با هم صحبت کنیم؟

142
00:11:22,110 --> 00:11:25,120
‫ما می‌دونیم که به هیچ روستایی‌ای آسیب نرسوندی!

143
00:11:25,120 --> 00:11:29,620
‫حتماً یه دلیلی داری
‫که می‌خوای اونا رو دور نگه داری، مگه نه؟

144
00:11:33,120 --> 00:11:36,040
‫ما به درخواست گیلد اینجاییم!

145
00:11:36,800 --> 00:11:40,380
‫چه بخوای چه نخوای
‫ما باید تحقیق کنیم!

146
00:11:47,820 --> 00:11:52,020
‫یه... چیزی هست که باید ازش محافظت کنم.

147
00:11:52,850 --> 00:11:54,090
‫بچه‌ست؟

148
00:11:54,090 --> 00:11:57,150
‫اون چیز مجبوره اینجا بمونه؟

149
00:11:57,650 --> 00:12:00,900
‫جابه‌جا کردنش... کار آسونی نیست.

150
00:12:00,900 --> 00:12:02,380
‫گرفتم.

151
00:12:02,380 --> 00:12:07,390
‫اما با این اوصاف، ما مجبور می‌شیم
‫به گیلد بگیم که مأموریت رو شکست خوردیم.

152
00:12:07,390 --> 00:12:08,300
‫ها؟

153
00:12:08,300 --> 00:12:09,830
‫خب، البته برای من که مهم نیست.

154
00:12:09,830 --> 00:12:11,170
‫مهم نیست؟!

155
00:12:11,170 --> 00:12:13,250
‫یـ-یه لحظه صبر کن، لاک!

156
00:12:13,250 --> 00:12:15,790
‫من دلم نمی‌خواد همین اول کاری یه شکست تو کارنامه‌ام باشه!

157
00:12:15,790 --> 00:12:18,340
‫جوشِ شکست‌های کوچیک رو نزن!

158
00:12:18,340 --> 00:12:19,800
‫من که می‌زنم!

159
00:12:20,700 --> 00:12:25,050
‫جواب بابا رو چی بدم؟!

160
00:12:22,830 --> 00:12:25,050
‫برگردیم سر بحثمون.

161
00:12:25,660 --> 00:12:30,430
‫اگه ما تو این کار شکست بخوریم، یه سری
‫ماجراجوی دیگه پیداشون می‌شه.

162
00:12:30,430 --> 00:12:35,160
‫ممکنه از اون دسته باشن که
‫مجبورت کنن رازت رو فاش کنی.

163
00:12:35,710 --> 00:12:38,590
‫حتی ممکنه یهو بهت حمله کنن.

164
00:12:38,940 --> 00:12:42,070
‫اون‌وقت، هیچ‌کس به پایان خوش نمی‌رسه.

165
00:12:42,690 --> 00:12:44,690
‫واقعاً ترجیح می‌دم کار به اونجا نکشه.

166
00:12:46,720 --> 00:12:48,250
‫بسیار خب...

167
00:13:13,410 --> 00:13:14,730
‫یه اهریمن!

168
00:13:15,870 --> 00:13:18,020
‫عجب توهم معرکه‌ای بود.

169
00:13:18,710 --> 00:13:21,170
‫حضورت رو هم بدون نقص مخفی کردی.

170
00:13:21,170 --> 00:13:24,240
‫کارت درسته! تحت‌تأثیر قرار گرفتم!

171
00:13:24,980 --> 00:13:28,110
‫مـ-ممنونم.

172
00:13:28,110 --> 00:13:31,570
‫من لاک هستم، یه ماجراجوی تصادفیِ رنک F.

173
00:13:31,570 --> 00:13:33,250
‫ایشون هم سلیسه.

174
00:13:35,630 --> 00:13:37,990
‫من لوسیرا هستم، یه اهریمن.

175
00:13:38,470 --> 00:13:42,320
‫هی، مگه اهریمن‌ها موجودات شروری نیستن؟

176
00:13:42,320 --> 00:13:44,260
‫این یه باور غلطه.

177
00:13:44,260 --> 00:13:48,750
‫اونا جادوگرا و جنگجوهای قدرتمندی هستن،
‫اما جنگ‌طلب نیستن.

178
00:13:48,750 --> 00:13:51,480
‫ها؟ واقعاً؟

179
00:13:51,960 --> 00:13:55,760
‫لوسیرا، داری از چی محافظت می‌کنی؟

180
00:13:55,760 --> 00:13:58,640
‫بیا، بهت نشون می‌دم.

181
00:14:00,400 --> 00:14:03,000
‫چی شد که تصمیم گرفتی بهم اعتماد کنی؟

182
00:14:03,450 --> 00:14:07,160
‫توهم روی تو اثری نداشت، لاک.

183
00:14:07,160 --> 00:14:09,900
‫باید جادوگر خیلی قوی‌تری
‫نسبت به من باشی.

184
00:14:10,380 --> 00:14:14,170
‫با این حال سعی نکردی
‫با زور سرک بکشی.

185
00:14:14,420 --> 00:14:17,710
‫به همین خاطر گفتم
‫بهت اعتماد کنم.

186
00:14:22,390 --> 00:14:23,670
‫رسیدیم.

187
00:14:23,670 --> 00:14:26,660
‫یه خرابه از دوران باستان، هان؟

188
00:14:38,010 --> 00:14:40,930
‫من برگشتم، حضرت گربرگا.

189
00:14:54,570 --> 00:14:56,270
‫ایـ-این‌که...

190
00:14:56,270 --> 00:14:58,450
‫اوه، فقط یه مرغه.

191
00:15:00,010 --> 00:15:05,080
‫چطور جرئت می‌کنی به عالیجناب گربرگا
‫سرافول بگی مرغ؟!

192
00:15:05,080 --> 00:15:07,070
‫با یه نگاه می‌تونم بگم، این یه مر—

193
00:15:07,070 --> 00:15:08,090
‫بس کن!

194
00:15:08,090 --> 00:15:09,370
‫لوسیرا.

195
00:15:09,370 --> 00:15:10,320
‫بله؟

196
00:15:10,320 --> 00:15:13,470
‫امم، این گ... گر...

197
00:15:13,470 --> 00:15:15,080
‫عالیجناب گربرگا.

198
00:15:15,080 --> 00:15:19,480
‫دقیقاً... این عالیجناب گربرگا کی هست؟

199
00:15:19,480 --> 00:15:23,730
‫سرافول.
‫یه مرغ با قدرت‌های الهی!

200
00:15:24,460 --> 00:15:26,720
‫دیدی؟ مرغ.

201
00:15:27,020 --> 00:15:30,610
‫درسته، آقا مرغه؟
‫تو یه مرغی، مگه نه؟

202
00:15:32,170 --> 00:15:35,370
‫درباره اون قدرت‌های الهی بیشتر برام بگو.

203
00:15:35,690 --> 00:15:36,920
‫باشه.

204
00:15:36,920 --> 00:15:42,070
‫سرافولی که قبیله من می‌پرستیدش،
‫جدِ عالیجناب گربرگا،

205
00:15:42,070 --> 00:15:45,310
‫می‌گن با قوقولی‌قوقوش
‫ دنیا رو بیدار کرده.

206
00:15:46,150 --> 00:15:49,740
‫صداش مرز بین
‫شب و روز رو کشید،

207
00:15:49,740 --> 00:15:52,870
‫و مرز بین دنیاها رو مشخص کرد.

208
00:15:58,390 --> 00:16:03,650
‫به همین خاطره که می‌تونه جلوی رفت و آمد موجودات
‫به ابعاد دیگه رو بگیره.

209
00:16:04,390 --> 00:16:09,760
‫یعنی، می‌تونه ورودیِ
‫یه شکاف ابعادی رو ببنده؟

210
00:16:09,760 --> 00:16:10,390
‫بله.

211
00:16:10,730 --> 00:16:12,350
‫درسته.

212
00:16:12,350 --> 00:16:17,310
‫اگه پورتال باز بشه، شیاطین بی‌شماری
‫بیرون می‌ریزن و این دنیا رو نابود می‌کنن.

213
00:16:17,310 --> 00:16:23,490
‫و از بُعد دیگه
‫خدایان تاریک ما خواهند آمد!

214
00:16:24,120 --> 00:16:29,800
‫آها. پس، عالیجناب گربرگا
‫هدف خون‌آشام‌هاست؟

215
00:16:30,970 --> 00:16:35,670
‫قبیله من تو یه رشته کوه
‫خیلی دور در شمال زندگی می‌کرد.

216
00:16:36,190 --> 00:16:40,970
‫اما یه روز، ناگهان
‫مورد حمله یه گله خون‌آشام قرار گرفتیم.

217
00:16:45,310 --> 00:16:47,930
‫من تنها بازمانده‌ام.

218
00:16:49,010 --> 00:16:54,700
‫رئیس قبیله‌مون عالیجناب گربرگا رو
‫به من سپرد و من خودم رو رسوندم اینجا.

219
00:16:55,460 --> 00:16:58,410
‫اما چرا اینجا، تو این خرابه‌ها؟

220
00:16:58,410 --> 00:17:00,200
‫اینجا یه معبد باستانیه،

221
00:17:00,580 --> 00:17:04,480
‫و رئیس قبیله‌ام گفت اینجا حائلی داره
‫که خون‌آشام‌ها رو دفع می‌کنه.

222
00:17:06,620 --> 00:17:08,080
‫یه حائل؟

223
00:17:08,080 --> 00:17:11,570
‫پس از وقتی اومدی اینجا
‫بهت حمله‌ای نشده؟

224
00:17:11,570 --> 00:17:14,200
‫راستش، بارها و بارها شده.

225
00:17:14,880 --> 00:17:17,750
‫لوسیرا، چرا با ما نمیای
‫پایتخت؟

226
00:17:17,750 --> 00:17:18,760
‫ها؟

227
00:17:18,760 --> 00:17:21,100
‫همچین حائلی اینجا وجود نداره.

228
00:17:21,100 --> 00:17:22,770
‫ا-امکان نداره!

229
00:17:26,690 --> 00:17:28,980
‫من از عالیجناب گربرگا محافظت می‌کنم!

230
00:17:29,990 --> 00:17:34,990
‫شمشیر پادشاه شیاطین فقط
‫به یه دلیل اینجاست.

231
00:17:35,460 --> 00:17:37,740
‫چون من پادشاه شیاطین رو شکست دادم!

232
00:17:38,020 --> 00:17:42,430
‫تـ-تو... حکیم بزرگ لاک هستی؟!

233
00:17:43,800 --> 00:17:45,960
‫از اون کارای قهرمانانه‌ت زنده برگشتی؟

234
00:17:45,960 --> 00:17:47,500
‫براق!

235
00:17:46,260 --> 00:17:47,190
‫آره.

236
00:17:50,510 --> 00:17:52,040
‫به اسمم قسم می‌خورم...

237
00:17:52,040 --> 00:17:56,260
‫که تا پای جان از عالیجناب گربرگا
‫سرافول محافظت کنم.

238
00:17:59,020 --> 00:18:03,530
‫اون تنها قدرتی رو داره
‫که می‌تونه دنیا رو نجات بده.

239
00:18:04,040 --> 00:18:06,200
‫کارت عالی بود که تا الان ازش محافظت کردی.

240
00:18:06,780 --> 00:18:13,420
‫از طرف ساکنین این دنیا،
‫از تو و قبیله‌ات تشکر می‌کنم.

241
00:18:14,340 --> 00:18:18,790
‫اوه، نه... من...

242
00:18:18,790 --> 00:18:23,540
‫من همه‌شو فقط به خاطر افراد قبیله‌ام انجام دادم.

243
00:18:24,160 --> 00:18:30,960
‫سـ... سرافولی که ما همه‌مون ازش محافظت کردیم...
‫قراره دنیا رو نجات بده؟

244
00:18:32,200 --> 00:18:37,480
‫حکیم بزرگ لاک...
‫همین الان ازم تشکر کرد...

245
00:18:38,610 --> 00:18:42,840
‫هیچ‌چیزی... نمی‌تونست این‌قدر بهم افتخار بده!

246
00:18:48,730 --> 00:18:53,240
‫اوه، راستی لاک،
‫تو خودت خونه ما نون‌خوری.

247
00:18:53,240 --> 00:18:55,890
‫فکر می‌کنی بابا
‫اجازه می‌ده حیوون خونگی نگه داری؟

248
00:18:55,890 --> 00:18:58,780
‫عالیجناب گربرگا حیوون خونگی نیست!

249
00:19:14,340 --> 00:19:15,830
‫سه‌تاشون؟!

250
00:19:15,830 --> 00:19:18,340
‫شماها دیگه کدوم خری هستین؟!

251
00:19:18,650 --> 00:19:21,590
‫قرار نیست اسمم رو به
‫یه خون‌آشام رده پایین بگم.

252
00:19:22,580 --> 00:19:25,590
‫چطور جرئت می‌کنی مسخره‌ام کنی؟!

253
00:19:25,590 --> 00:19:26,710
‫تقویت؟!

254
00:19:26,710 --> 00:19:30,350
‫کاملاً مشخصه دنبال لوسیرا هستن.

255
00:19:30,620 --> 00:19:32,680
‫یعنی دنبال سرافولن.

256
00:19:33,090 --> 00:19:36,840
‫در این صورت، نباید
‫بذاریم حتی یکیشون هم قسر در بره.

257
00:19:37,360 --> 00:19:38,650
‫تیر جادویی!

258
00:19:42,640 --> 00:19:43,860
‫آتش جهنمیِ زندان‌کننده!

259
00:20:04,920 --> 00:20:09,800
‫گمونم... سرافول
‫اجازه فرار نمی‌ده.

260
00:20:14,270 --> 00:20:16,100
‫ها؟! چی شد؟!

261
00:20:16,660 --> 00:20:18,160
‫چه اتفاقی افتاد؟

262
00:20:18,160 --> 00:20:20,910
‫اون قدرت سرافول بود؟

263
00:20:20,910 --> 00:20:26,410
‫بله. وقتی خون‌آشامه تغییر شکل داد،
‫اون با قدرت یه مرز کشید.

264
00:20:26,410 --> 00:20:28,790
‫در برابر قدرت سرافول،

265
00:20:28,790 --> 00:20:31,740
‫هیچ‌چیزی حق نداره
‫در حین تغییر شکل وجود داشته باشه.

266
00:20:32,340 --> 00:20:34,300
‫به همین خاطره که خاکستر شد.

267
00:20:34,300 --> 00:20:39,410
‫اگه همچین قدرت‌های خفنی داره،
‫اصلاً نیازی هست از دست خون‌آشام‌ها فرار کنه؟

268
00:20:39,410 --> 00:20:43,800
‫قدرتش جوریه که فقط
‫وقتی اونا تغییر شکل می‌دن کار می‌کنه.

269
00:20:43,800 --> 00:20:45,390
‫منطقیه.

270
00:20:45,390 --> 00:20:48,730
‫بزرگ‌ترین دردسر
‫خون‌آشام‌ها موقع فرار کردنشونه.

271
00:20:48,730 --> 00:20:50,680
‫آره. می‌دونم چی می‌گی.

272
00:20:50,680 --> 00:20:52,190
‫کارت درسته، آقا مرغه.

273
00:20:52,190 --> 00:20:53,510
‫«عالیجناب گربرگا!»

274
00:20:53,510 --> 00:20:55,190
‫بیاین بریم.

275
00:21:06,940 --> 00:21:08,100
‫سیا!

276
00:21:08,690 --> 00:21:11,890
‫لاک! منتظرت بودم!

277
00:21:11,890 --> 00:21:13,950
‫به این زودی از روستاتون برگشتی؟

278
00:21:13,950 --> 00:21:16,460
‫بله، قربان! همه‌چی به خیر گذشت!

279
00:21:16,850 --> 00:21:18,060
‫ایشون کین؟

280
00:21:18,060 --> 00:21:21,950
‫سیا، یه ماجراجوی رنک B
‫و شکارچی خون‌آشام.

281
00:21:21,950 --> 00:21:23,720
‫از آشناییتون خوشبختم، خانم.

282
00:21:24,570 --> 00:21:27,910
‫من سلیس هستم، شاگردِ لاک!

283
00:21:27,910 --> 00:21:30,700
‫اوه! پس شاگردشی، هان؟

284
00:21:31,720 --> 00:21:34,360
‫راستش، یه موضوع
‫فوری دارم که بهت بگم.

285
00:21:35,470 --> 00:21:38,310
‫بسیار خب. بیا تو برام بگو.

286
00:21:40,480 --> 00:21:42,730
‫خب، چی شده؟

287
00:21:43,120 --> 00:21:47,550
‫به نظر می‌رسه خون‌آشام‌ها
‫دارن یه کارای بزرگی می‌کنن، قربان.

288
00:21:47,550 --> 00:21:48,500
‫آها.

289
00:21:48,500 --> 00:21:53,370
‫و ظاهراً، یه ارباب عالی خون‌آشام‌ها
‫داره رهبریشون می‌کنه.

290
00:21:53,370 --> 00:21:54,310
‫چی؟

291
00:21:55,170 --> 00:21:59,020
‫یه پادشاهِ پادشاهان که اربابان خون‌آشام رو
‫کنترل می‌کنه.

292
00:21:59,020 --> 00:22:01,100
‫یه ارباب عالیِ خون‌آشام‌ها!

293
00:22:04,930 --> 00:22:06,430

294
00:22:06,430 --> 00:22:08,180

295
00:22:08,180 --> 00:22:10,140

296
00:23:34,890 --> 00:23:39,970
‫قسمت بعد: بعد از ده سال،
‫حتی رفتم تو یه کتاب داستان

